ابن سینا

Card Set Information

Author:
mansoureh
ID:
177210
Filename:
ابن سینا
Updated:
2012-10-15 12:32:26
Tags:
علم النفس احدی
Folders:

Description:
روانشناسی
Show Answers:

Home > Flashcards > Print Preview

The flashcards below were created by user mansoureh on FreezingBlue Flashcards. What would you like to do?


  1. نفس چیست؟
    نفس را به معنی وسیع مبدا و حرکت در نظر گرفته است و همه کائنات را واجد این موهبت می داند

    جوهری است واحد که دارای قوای مختلف بوده و افعال مختلف دارد
  2. به چه گونه هایی از نفس اعتقاد دارد؟
    •  نفس فلکی
    • نفس نباتی
    • نفس حیوانی 
    • در درجه آخر به نفس انسانی
  3. چگونه نفس را اثبات می کند؟
    • ما اجسامی را می بینیم که کار آنها  همواره به یک طریق نیست
    • .
    • پس علا وه بر جسمیت، چیز دیگری در آنهاست که صورت نوعی آن چیزها می باشد به گونه ای که افعال مذکور از این صورت نوعی پدید می آیند،

    این صورت نوعی نفس نامیده می شود
  4. تفاوت نفس انسانی (عقل) با نفس حیوانی در چیست؟
    عقل در برابر نفس حیوانی

     - می تواند آماده و مستعد دریافت معقولات باشد و علوم را درک کند در حالی که نفس حیوانی از این خاصیت محروم است و فقط قادر به درک جزئیات است.

    - عقل پس از تباهی و مرگ بدن، از میان نمی رود بلکه زنده و جاویدان می ماند.
  5. آیا این سینا به دوگانگی وجود انسان اعتقاد داشت؟ بدن و نفس / مادی و
    معنوی
    اعتقاد داشت - همبسته اند

    تغییراتی که در هر یک از این دو قسمت یا در جنبه وجود روی می دهد، قسمت یا جنبه دیگر را بی خبر نمی گذارد بلکه در آن شدیداً اثر خواهد داشت و ایجاد انعکاس خواهد کرد.
  6. فلسفه اصالت روح
    برای نفس اصالت و تقدم قائل است و بدن را امری فرعی می داند
  7. فلسفه مادی گرا
    اصالت را به بدن و ماده اختصاص می دهد
  8. قدیمیترین نظریه در مورد رابطه نفس و بدن
    نظریه فلسفه مادی گرایی و اصالت روح

    گروهی از حکما(افلا طون، دکارت و فیثاغورث

     نفس و بدن : دو ماهیت متمایز غیر متجانس پنداشته و بدن را زندان نفس دانسته اند-  با این توضیح که نفس در تعارض با تن می کوشد از زندان تن بگریزد
  9. ابن سینا چگونه رابطه ی بین نفس و بدن را شرح می دهد؟
    3
    نفس و بدن اتحاد قائل شد

    او نفس را صورت نوع بدن می داند : سر و کار ما در اینجا با دو ماهیت متمایز نیست، بلکه جوهر واقعی نفس است که بدن را حقیقت می بخشد و به حرکت در می آورد

    •  نفس جوهر است نه عرض : زیرا اگر نفس عرض بود هنگامی که از بدن جدا می شد لازم نمی آمد که شخص صورت نوعی خود را از دست بدهد و حال آنکه خلا ف این دیده می شود و حیوان یا انسان که از
    • این نعمت محروم شده است فوراً به صورت لاشه در می آید.
  10. چرا گاهی از نفس به "کمال" تعبیر کرده اند؟
    • زیرا اگر نفس که به منزله جان است در بدن نباشد، بدن به درجه استکمال
    • و تمامیت نمی رسد و نقصی در کار خاهد بود

    Entelechie در فرانسه
  11. در نظریه اش راجع به نفس و بدن تابع چه کسی است؟
    ارسطو
  12. اختلاف او با ارسطو در این نظریه

    ارسطو این اتحاد را کامل می پنداشت. او معتقد بود که همان گونه که نقش از موم جدانشدنی است نفس نیز نمی تواند زمانی از بدن جدا شود و زمای دیگر به آن رجوع ودر آن حلول کند.

    • ابن سینا: اتحاد نفس و بدن را به این اعتبار که نفس صورت بدن و کمال آن است و به وسیله آن کارهایی را که از جنبه مادی دارند، انجام می دهد. مسلم می داند ولی به این اعتبار که در عین حال می تواند بدون یاری
    • بدن نیز مصدر کارهایی شود و پس از مرگ تن همچنان زنده و باقی بماند، آن را از بدن متمایز و مجزا می شمارد.
  13. رابطه ی بدن با نفس؟خلاصه
    بدن را علت نفس می داند
  14. حد نفس از نظر ابن سینا
    هم قوه، هم صورت و هم کمال خوانده است

    لیکن به دلایلی ترجیح می دهد که بگوید نفس کمال جسم آلی است تا بگوید قوه است یا صورت جسم است.
  15. تعریف چه کسی از نفس مشابه تعریف ابن سینا است؟ با چه تفاوت جزیی؟
    ابن رشد

    نفس کمال جسم آلی است البته کمال اول برای جسم طبیعی آلی

    ابن رشد به جای کمال استکمال به کار برده است
  16. کمالات از نظر ابن سینا
    دو قسم است : اصلی و عارضی

    یا

    کمال اول و کمال دوم
  17. کمال اول
    آن است که برای کار خود به غیر از خویش نیازمند دیگری نباشد و بتوان کمالات دیگر را به آن منسوب کرد (کمال اصلی)ه
  18. کمال دوم
    • آن است که تابع و عارض کمال اول باشد، مانند برندگی شمشیر که تابع خود
    • شمشیر است و افعال حیاتی که پیرو و تابع وجود جان در بدن هسنتند (کمال عارضی)ه
  19. نفس کدام نوع کمال است؟
    کمال اول
  20. چرا نفس کمال است؟ از نظر ابن سینا
    • کمال بودن آن نه از این جهت که جوهر است، بلکه به این اعتبار که مبدا
    • حرکت است و بر بدن حکومت می کند.
  21. صفت دیگر نفس غیر از کمال
    نفس واحد است نه کثیر

    • نفس را جوهری یگانه می پندارد که توسط قوای خود به اعمال مختلف
    • مبادرت می کند
  22. راجع به وحدت نفس
    فرض: نفوسی که مقامشان پایینتر است به نفوس عالیتر بستگی دارد

    در هر جسم مرکب علاوه بر حداقلی از نبود تضاد اجزا،  وجود تناسب و تعادل میان آنها ضروری است.

    • وقتی این تناسب و هماهنگی به درجۀ معینی رسید، نیروی حیات بخشی که عبارت
    • از نفس نباتی است در جسم به وجود می آیند .

    •  هنگامی که تناسب و تعادل به درجه
    • کاملتری رسید، نفس حیوانی ظهور می کنند

    در درجه کاملتر نفس انسانی پدیدار می شود

    و سرانجام به عقل فعال و زندگی در عالم معقولات پدیدار می شود

     

    • حکم:  نفس با حدوث بدن مقارن و
    • همزمان است
  23. قوای نفس نباتی
    نامیه غاذیه مولده

    منشا اعمال مهم حیات هستند

    پایه زندگی جسمانی فرد بر آن ها استوار است
  24. قوای نفس حیوانی
    قوای ظاهر و قوای باطن

    بدن در تمام اعمال خود نیازمند نفس حیوانی است
  25. علم ابن سینا با کدام علم امروز شباهت دارد؟
    1-توپوگرافی

    از آن حیث که جای هر یک از ادات قوای باطنه را در مغز معین می کند

    2-روش روان تنانی (قسمت بندی قشر مخ)ه

    هر یک از این قسمت های مغز آلت یکی از قوای یاد شده است
  26. دلیل ترتیب قسمت بندی هر قوه در مغز؟
    ترتیب ادراکات و احساسها را در مغز حکمت و مشیت الهی می داند.
  27. نخستین و شاید مهمترین خدمت بدن به نفس
    موجب هستی او شده است
  28. مثال برای تاثیر بدن در نفس
    • احوال و اعراضی که نفس را عارض می شوند بدون مشارکت بدن رخ
    • نمی دهد

    مثلا

    • بعضی مزاج ها استعداد غضب و بعضی شهوی و بعضی ترسو آفریده
    • شده اند
  29. احوالی که برای نفس با مشارکت بدن حاصل می شود به چند نوع است؟
    -ذاتا از آن بدن می داند (خاب و بیداری و صحت ومرض)ه

    -ذاتا از آن نفس می داند (تخیل و شهوت و غضب و غم و حزن)ه
  30. در کتاب سوم قانون و معالجات چه چیزهایی را عنوان می کند؟
    فصل 2: تشریح دماغ و محل قوای باطنه

    فصل 11: اندازه سر و تاثیر آن بر احوال دماغ و قوای نفسانی

    فصل 12: چگونه از شکل هیئت خلقت سر، می توان به احوال مغز پی برد

    معالجات: بیماری هایی تحت عنوان آفات ذهن. مالیخولیا
  31. همکاری بین بدن و نفس تا کجا ادامه دارد؟
    فقط تا آستانه معقولات
  32. علت های عارضی و ذاتی نفس
    مزاج و بدن عارضاً علت نفس هستند .

    علت ذاتی نفس عقول مفارق اند. یعنی عقولی که خارج و ورای ماده اند.

    • نفس حیوانی در تمام اعمال محتاج بدن است. زیرا این اعمال توسط قوای ظاهره
    • و باطنه صورت می گیرد.
  33. تاثیر متقابل نفس و بدن
    نفس حکمفرما و فرمانرواست. هر حرکتی از بدن سر زند، ناچار مصدر آن نفس خواهد بود، ولو آنکه آن حرکت انعکاس یا غریزی باشد.

    همان گونه که نفس به شوق طبیعی و سرشار متوجه بدن است و به تمهید آن می پردازد، بدن نیز پر از مهر نفس است ونسبت به آن خدماتی انجام می دهند و در وضع و حال آن تاثیر کلی دارد.  

    بدن علت عرضی نفس است و به آن تعین و تشخیص می دهد

    بدن علت فاعلی نفس نیست بلکه علت قابلی آن است.
  34. نفس و بدن همه جا به هم نیاز دارند؟
    احوال و اعراضی که نفس را عارض می گردد، بدون مشارکت بدن رخ نمی دهد.

    نفس تا زمانی که دست آندرکار احساس و ادراک حسی و درک معانی جزئی و حفظ و ذکر است و کار خود را توسط قوایی که مشارکت میان حیوان و انسان هستند و در بدن آلت وجایگاه دارند، انجام می دهند اما در زمان درک معقو لات بدن مزاحم است.
  35. نام دیگر قوه عاقله

    نفس انسانی

    نفس ناطقه
  36. اجزای حواس ظاهره
    پنج حس یا قوه

    لامسه

    باصره

     امعه

     شامه

     ذائقه
  37. اجزای حواس باطنه
    حس مشترک

    خیال یا مصوره

    وهم یا واهمه یا متوهمه یا وهمیه

    حافظه

    متصرفه (متخیله و مفکره)ه
  38. قوه لمس چند زیرمجموعه دارد؟چرا؟
    چهار

    هر یک از آنها را مورد حکم و ادراکی است غیر از موردی که برای دیگری می باشد.
  39. در واقع حواس ظاهری چند تا باس باشه؟
    9 تا به جای 5 تا
  40. حواس زیرمجموعه لمس چیان؟
    حرارت و برودت

    رطوبت و یبوست

    خشونت وملا یمت

     ثقل و خفت.

    • سختی و سستی، چسبندگی و نرمی
    • و جز آن به تبع آن محسوسات حس می شوند. درد و راحتی از درد، نیز از محسوسات لمسی هستند
  41. چرا قوه های جداگانه ای در نظر گرفته می شوند؟
    از این جهت لامسه با سایر حواس فرق پیدا می کند. نزدیکتر به یقین آن است که قوای لمس، قوای متعددی هستند که هر یک از آنها یک تضاد را درک می کنند که در نتیجه تضادی که بین سرد و گرم ادراک کرده غیر از قوه ای باشد که تضاد میان سنگین و سبک را مدرک است.
  42. آلات مستقل و مخصوص در پوست که امروزه کشف شده اند؟
    گیرنده میسنر: در همه جای پوست، خاصه در نوک انگشتان قرار دارند واسطه احساس تماس هستند.

    گیرنده های پاسینی←احساس فشار را ادراک می کنند

    گیرنده روفینی←احساس حرارت

    گیرنده های کراوس ←احساس برودت

    • حس درد : نوک آزاد اعصابی که در قسمت بیرونی پوست بدن 
    • پرکنده هستند
  43. حواس مرکبه
    ترکیبی از حس لمس با حرکات و گاهی با احساس (گرما و سرما) ه

    محسوسات بالعرض
  44. حس مشترک
    نخستین قوه از قوای باطنه

     در تجویف اول مغز جا دارد

    صور گوناگونی را که توسط حواس ظاهره از محسوسات به ذهن می رسند می پذیرد


    امروزه : ادراک حسی
  45. کارکرد حس مشترک
    صور گوناگونی را که توسط حواس ظاهره از محسوسات به ذهن می رسند می پذیرد و آنها را ادارک می کند واحیاناً از حسی به حس دیگر، متنقل می کند. پس به یاری این قوه است که ما از بوی چیزی متوجه طعم آن می شویم

    "پدیده فانی"
  46. ملزومات ادراک حسی در ذهن
    برای اینکه ذهن به مقام ادراک حسی برسد، دخالت و یاری حافظه، همراه با تداعی معانی، ضروری خواهد بود
  47. تداعی معانی
    • هر گاه در کیفیت یا حالت نفسانی(اعم از محسوس و غیر محسوس) با هم یا در پی هم، نفس (ذهن) را عارض شوند. میان آنها طبق شرایط معین، پیوندی
    • برقرار می شود، به وجهی که بعدها حضور یکی از آنها در نفس باعث حضور دیگری می شود.
  48. چه چیزهایی به حس مشترک نسبت داده شده؟
    تجسم اشباح کاذبه و احساس آوازهای غیر

    • این پدیده، از وجود مختلف قوه متخیله است، زیرا موضوع خارجی این گونه
    • ادراک، ظاهر و حاضر نیست که بتوان صورت حاصله در ذهن را عمل حس مشترک پنداشت.
  49. تاثر حسی کی واجد ارزش است؟
    احساس محض یا خالص که ناشی از تاثر عضو حسی است (انعکاس ذهنی تاثرات بدنی) ارزش معرفتی ندارد

    تا وقتی

    از بعضی از صور و معانی ذخیره شده در ذهن احاطه شود و به یاری آن ها مورد تعبیر و تفسیر قرار بگیرد و خود را به مقام ادراک حسی برساند

    • احساس سمعی خالص –
    • صدای بلبل

    • احساس بصری محض –
    • ماه
  50. قوه ی خیال یا قوه
    مصوره
    • در آخر تجویف مقدم
    • اول دماغ قرار گرفته

    • صورتهایی را که حس مشترک از حواس پنجگانه قبول کرده حفظ می کند و بعد از پنهان شدن محسوسات،
    • باز آن صور در این قوه محفوظ می مانند
  51. تفاوت حس مشترک با قوه خیال
    قبول اثر با قوه ای که اثر را حفظ می کند، متفاوت است.
  52. چرا قوه خیال امروزه به تخیل اطلاق می شود؟
    • خیال گاهی علاوه به آنچه مستقیماً از حس ظاهره ماخوذ است، اشیاء دیگری
    • را که از راه ترکیب و تحلیل
    • نیروی مفکره به دست آمده نیز نگاهداری می کند. در روانشناسی جدید خیال و متخیله را زیر عنوان کلی تخیل قرار
    • می دهند
  53. تخیل چند نوع است
    • - تخیل حضوری: تا
    • حدودی زیاد به خیال یا قوه
    • مصوره پیشینیان شباهت دارد بدین معنا که مشاهدات حسی را در غیاب موضوع خارجی آنها، بدون تصرف به ذهن می آورد.


    • – تخیل اختراعی: صورتهای ذهنی، تصرفاتی پدید آورده، به ترکیب یا تجزیه، افزایش
    • یا حذف آن، مبادرت می کند.
  54. قوه متصرفه(متخیله- متفکره)ه
    • کار این قوه این است که صورتهایی که از حس گرفته و مغیرهایی که به وهم
    • دریافته شده به همدیگر آمیخته
    • و پراکنده می سازد

    •  این
    • قوه را اگر عقل به کار برد، قوه مفکره و اگر وهم استعمال کند، قوه متخیله نامیده می شود.
  55. قوه حافظه
    ذاکره

    متذکره

    آنچه را قوه وهمیه از معانی غیر محسوسه در محسوسات جزیی درک کرد در این قوه حافظه می نماید

    • روان شناسی جدید، روان را برای حفظ و ذکر همه صور و معانی، اعم از محسوس و غیر محسوس ، جزئی یا کلی، مستعد
    • می داند، عینی آن را قادر به
    • حفظ و ذکر معقولات نیز می پندارد.
  56. چرا حافظه؟
    •  از جهت توانایی
    • آن بر حفظ مدرکات خویش حافظه نامیده می شود
  57. چرا متذکره
    •  از لحاظ اینکه استعدادی است که
    • سریعاً صور زایل شده را
    • بر می گرداند متذکره خوانده می شود.
  58. جایگاه ادراک معقولات
    مرتبه عقل فعال

    • نفس می تواند افاضات عقل فعال را بپذیرد ولی این افاضات
    • نمی تواند در نفس باقی بماند و حفظ شود بلکه هر دفعه باید در نتیجه اتصال نفس یا عقل فعال از نو به آن
    • اضافه شود.
  59. ارتباط قوه متصرفه با وهم
    قوتی باشد خدمتگزار وهم و به میانجیگری او فرمانبرداری عقل بود.

    • قوه متخیله با این تعریف شباهت فراوانی به تخیل اختراعی در روانشناسی
    • جدید دارد.
  60.  

    انواع تخیل اختراعی
    • 1-تخیل اختراعی انفعالی:
    • همان است که واهمه به کار می بندد.

    • 2-تخیل اختراعی ادراکی:
    • ترکیبات بدیع خود را به راهنمایی عقل صورت می بخشد و اختراعات و اکتشافات علمی و مضامین
    • بکر ادبی و آثار تازه صنعتی از آن نتیجه می شود : قوه مفکره

    • تخیل اختراعی همه کیفیات نفسانی اعم از صور و معانی جزئیه و کلیه و معقولات
    • را به کار می برد.

    • تخیل اختراعی یا به عبارتی قوه متخیله بر قوه های ذاکره و مصوره توجه
    • دارد.
  61. تخیل
    اختراعی را چه کسی و در چه زمانی معرفی کرد
    ریبو، روانشناسی فرانسوی (قرن 19)
  62. قوه وهم یا نفس
    حیوانی
    درانتهای تجویف(حفره) وسط دماغ

    معانی غیر محسوسه را که در محسوسات جزئیه موجود است را درک می کند مانند: تنفر گوسفند از گرگ و تمایل بره به میش.

    1- تصور و خیال

    • 2-عقیده و رای غیر مسلم
    • و احیاناً عجیب و نادرست

    3-ترسی که ناشی از گمان ناصحیح باشد

    4- غریزه

    5-و حتی زمانی نفس که جامع همه قوای مدرکه ومحرکه است
  63. ارجحیت وهم نسبت به دیگر قوای مدرکه
    • این قوه هم می تواند در صور
    • متخیله ترکیب و تفصیل کند

    • در ردیف سایر قوای مدرکه حیوانی آورده است، ولی در عین حال می دانسته که بر همه آنها تسلط دارد و قوای
    • دیگر،

    در واقع خدمتگزاران آن هستند،

    حکیم برای وهم در حیوان، همان مقام را قائل می شود که برای عقل در انسان

    نسبت وهم و عقل

    وهم در حیوان، همان مقام را قائل می شود که برای عقل در انسان
  64. تعامل قوای دیگر با وهم به چه صورت است؟
    • ادراک حسی و تداعی معانی بر اساس مشاهبت و تضاد یا مجاورت و با استفاده از تخیل و حافظه همه باید در
    • کار باشند تا قوه وهم عمل خود را انجام دهد،
    • یعنی درک معنی کند، پس وهم بر همه این قوا سلطنت دارد و همه تابع او هستند.
  65. وهم و نفس
    •  نیروی وهم را بر همه قوای دماغ مستولی
    • می داند

    • بدین سان او همه مغز
    • را آلت این قوت می داند و تجویف اوسط را مکان ویژه آن در دماغ می پندارند.

    وهم =  نفس حیوانی

    • زیرا چنانکه می دانیم نفس انسانی
    • نیروی عقل را هم اضافه دارد و از این رو درست در مقابل وهم قرار می گیرد.
  66. تاثر عضوی
    • دوام عامل موثر خارجی (تحریک خارجی) که مقدمه اول احساس است در عضو
    • مربوط بدن بیش از دوام خود عامل است

    • تاثر عوامل در عضو به هم پیوسته و مخلوط شده است و عصب عضوی مربوط
    • بجای آنکه تاثرات منطقی را به مغز برساند، تاثر ممتد و مستمری را به آنجا عرضه می
    • دارد
  67. نمونه های تاثر عضوی
    ادراک خط مستقیم از قطرات باران یا خط دایره ای شکل از نقاط آتشین

    اصابت چکش به صورت پی در پی بر زنگ
  68. انواع قوه متحرکه
    شوقیه: یا باعثه یا نزوعیه = تمایلات

    • فاعله:تصمیم، قصد است 
    • اعصاب و عضلات را آماده حرکت می کند
  69. زیر مجموعه های قوه شوقیه
    شهوت: جلب ملایم/ مایه لذت، حرص، شهوت

    غضب: دفع منافر/ مایه الم / خوف، غم و اندوه
  70. قوه وهم و قوه متحرکه
    عواطف از شوقیه و تمایلات ریشه می گیرد

     قوه فاعله را تابع قوه شوقیه


    همه این قوه را فرمانبرداران قوه وهم می داند و می گوید هم این قوا، تابع قوه وهم هستند.
  71. وهم و غریزه
    • دایره شمول و دامنه حکمروایی این قوه تا آنجاست که حرکات غریزی
    • را هم در بر می گیرد و به زیر فرمان می کشد

    حرکات غریزی خدمتگزار قوه وهم هستند.
  72. چگونه وهم بی دخالت و یاری عقل به دریافت معانی صور محسوسه نایل می شود در صورتی که آن معانی نامحسوس هستند
    •  وهم این کار را از راههایی انجام می دهد که یکی از این راهها استفاده وهم
    • از غریزه است.
  73. وهم و عقل
    • این قوه در حیوان، به مثابه عقل است در آدمیان و حتی در مردم بدوی با کسانی که قوه عقلیه خود را
    • در استدلالها و قضاوتی خود به کار
    • نمی گیرند، احکام صادر از نوع وهمی است نه از نوع عقلی.
  74. قوه محرکه بر
    چند قسم است؟
    • 1-محرکه است: به نحوی
    • که باعث حرکت می شود: انگیزه

    • 2- محرک است: به قسمی
    • که فاعل حرکت می شود.
  75. قوه محرکه آنجا که منشا حرکت می شود
    •  قوه نزوعیه یا شوقیه نیز خوانده
    • می شود – شهویه و
    • غضبیه
  76. قوه محرکه فاعل حرکت
    •  قوه فاعلیه - قوه ای است که در
    • اعصاب و عضلات برانگیخته می شود.
  77. حالات انفعالی
    ادراک اشیا نادره: تعجب بعد خنده

    ادراک اشیا موذیه: منجر بعد گریه

    مهر و محبت هر حیوان به فرزندش

    خجالت

    ترس
  78. حالات و کیفیات منتسب به قوه شوقیه –
    امروزه
    انفعالات

    انگیزش، هیجان، سائقها و نیازها
  79. تمایلات و محرکهای درونی
    • 1-تمایلات فردی:
    • میل به غذا، تمایل جنسی، ثروت اندوزی و ...

    2-تمایلات اجتماعی: خانواده دوستی، میهن دوستی و ...

    3-تمایلات عالی: علاقه به نیکی، حقیقت، عشقريال زیبایی، عرفان
  80. حرکات وافعال قوه فاعله
    حرکات ساده

    بازتابهای ابتدایی

    حرکات پیچیده

    افعال ارادی

    حرکات غریزی

    حرکات مبتنی بر عادات
  81. لایبنیتز راجع به عقل
    • از دیر زمان به این نکته توجه داشته اند که اعمال ذهن تابع یک رشته اصول و مبادی است که ذهن را به حقایق و واقعیات
    • اشیا رهنمون می شود.

    • لایبیتز: وجود این سازوکارها، برای عمل ذهن، همان اندازه لازم هستند که وجود عضلا ت برای حرکت بدن و راه رفتن
    • ضرورت دارند
  82. عقل از نظر حکمای دیرین
    مجموع قوای ذهن که موجب تمیز وتشخیص و شناخت و یقیق می شود
  83. عقل از نظر روانشناسی جدید
    • حاصل فعالیت ذهن می داند که در بنیادهای زیستی و محیطی
    • ارگانیسم و مل و اثر متقابل آن ها ریشه دارد
  84. نظریه پردازان عقل
    اصحاب اصالت عقل

    •  اصحاب
    • اصالت تجربه
  85. اصحاب اصالت عقل
    • به وجود جوهری مستقل معتقد هستند، که مبادی اولیه یا عقلیه از آن ناشی
    • می شوند

    •  این مبادی اولیه شکل دهنده رفتار
    • انسانی و تعیین کننده نقشها و
    • افعال آدمی اند.
  86. اصحاب اصالت تجربه
    مبادی اولیه شناخت و فرایندهای عالی ذهنی را ناشی از حس و تجربه می دانند.
  87. حکمای قدیم
    • سقراط،
    • افلا طون، ارسطو
  88. حکمای قرون وسطی
    • سنت
    • اگوستن، کندی ، فارابی ، ابن سینا، سنت توما اگونیا
  89. حکمای معاصر
    • دکارت،
    • اسپینوزا، کانت، لایبنیتز
  90. عقل نظری
     عقل عالمه

     قوه ای است که درک معقولات کند

    •  یعنی نیرویی که قادر به ادراک عقلی باشد، پس صور کلیه
    • مجرده از ماده در آن منطبع شود.


    • عقل نظری، بالقوه به آن است که به جانب علوی و من اعلی و به سوی بالا اوج گیرد تا از آن سو از مبادی
    • نظری و مجرد مستفیض شود.
  91. عقل عملی
    قوه عامله

    آن است که اخلا ق از آن آید

     استنباط صناعات کار او باشد

    •  هر
    • گاه بر شهوت و غضب و دیگر قوه های بدنی چیره شود، از وی اخلا ق نیکو برآید.
  92. قوه علمیه در کل
    چهره نفس ناطقه است

    با بدن ارتباط دارد

    وظیفه: تدبیر و تنظیم سیاست بدن
  93. ویژگی های قوه نظری
    دائم القبول و دائم التاثر بودن
  94. نفس ناطقه؟4
    1-هیولانی

    2-بالملکه

    3-بالفعل

    4-مستفاد
  95. ابن سینا بنیاد نظریه عقول 4 گانه و عقل فعال را از چه کسی اقتباس
    کرده؟
    فارابی
  96. قوه
    استعدادی که در شیئی برای پذیرش صورتهای گوناگونی وجود دارد
  97. فعل
    قبول و پذیرفتن صورت یا تبلور و تجسم آن قوه.
  98. قوه در سیر خود به سوی فعل از چند مرحله عبورمی کند ؟
    • 1- قوه مطلقه یا هیولانی
    • : آموزش + استعداد

    • 2-قوه ممکنه :
    • آلالت و وسایل

    • 3-قوه کامله یا ملکه
    • : فعلیت
  99. عقل هیولانی
    عقل هنوز هیچ نقشی نپذیرفته است ولی استعداد قبول هر نفش معنوی یا هر معقولی را دارد.
  100. چرا  هیولانی؟
    • به هیولای نخستین
    • که در ذرات خود به هیچیک از صور، مصور نیست و برای هر نوع شکل پذیری استعداد و قابلیت دارد، تشبیه شده است.
  101. عقل
    بالملکه
     عقل ممکن

    • نهاده از قابلیت و استعداد محض خارج شده است و به درک معقولات اولیه نایل
    • شده است
  102. چرا عقل بالملکه
    • چون قوه هیولانی نمی توانست بالفعل چیزی را تعقل کنند، از این رو، این
    • مرتبه نفس ناطقه را عقل بالملکه گویند زیرا که معقولات اولیه و استعداد و انتقال آنها
    • به موازات دیگر در نفس رسوخ یافته و آن را به اصطلاح قدما ملکه شده است .
  103.  مراد از معقولات اولیه
    •  مقدماتی است که به یاری آنها
    • تصدیق واقع می شنود و انسان بدون نیاز به اکتسابی فکر و یادگیری آنها را باور
    • دارد.

    •  مثل اینکه معتقدیم که کل
    • بزرگتر از جز است یا دو چیز مساوی با یک چیز نه خود با هم متساوی اند
  104. عقل بالفعل
    •  این قوه زمانی پدید می آید که عقل
    • به یاری معقولات اولیه و بدیهی خود را به درک معقولات ثانوی که اکتسابی هستند می رساند.

    •  این معلومات در نفس انسان
    • ذخیره می شوند و خود فرد نیز به این آگاهیها و توانش وقوف دارد

    •  این عقل هر گاه بخواهد، می تواند
    • بدون تکلف و اکتساب و یادگیری تعقل کند.
  105. عقل مستفاد
    •  نفس واقعاً و فعلا به مشاهده معقولات
    • می پردازد،

    •  نفس می داند که بالفعل به تعقل
    • آنها اشتغال دارد

    • هر گاه صورتهای معقول در عقل حاصل شوند و عقل آنها را تعقل کند و بداند
    • که بالفعل آنها را تعقل می کند چنین نیرویی عقل مستفاد نامیده می شود.
  106.  

     عقل نظری در کدام مرتبه عقل مطلق
    می شود؟
     مستفاد

    • یعنی مطلقی است که فعلیت یافته، چنانچه در مرتبه نخستین قوه مطلق یا قوه
    • هیولانی بود.
  107. چرا مستفاد؟
    معقولات آن که از عقل دیگری که دائمه بالفعل است مستفاد هستند
  108. عقل فعال
    به سیر عقل از مرحله بالقوه تا بالفعل و بعد تا مستفاد یاری می رساند

    خارج از نفس انسانی است
  109. نسبت و رابطه عقل فعال با نفوس انسانی
    رابطه نور و آفتاب است با نیروی بینایی
  110. با استفاده از آیه شریفه ا نورالسنموات و الارض
    قوتهای نفس انسانی -  تا بتواند خود را به پایه عقل بالفعل برساند

     

    1-  نخستین آن قوتها، قوتی باشد که نفس را برای دریافتن معقولات آماده کند- عقل – مشکوه  ← چراغدان

    2- دانشهای نخستین را دریافته و برای اندوختن معقولات ثانویه آماده می باشد - عقل بالملکه - زجاجه

    این دانش ها را یا با اندیشه می یابند: شجره زیتون

    یا با حدس: زیت

    •  3- نفس بزرگواری که دارای قوت قدسیه شود- کمالی
    • دارد و قوتی -  یکاد زیتها یضی )روغن او تقریباً برافروخته و روشن است) -  مصباح

    قوت: بالفعل

    کمال: مستفاد

     

    آنکه نفس را در این مراتب گذر دهد واز عقل بالملکه به عقل بالفعل و از عقل هیولانی به عقل بالملکه می رساند عقل فعال است

    که در مثل مانند نار بود که همه از وی روشنی گیرند
  111. عقل قدسی
    جنس این عقل از نوع عقل بالملکه و مراتب بالاتر از آن دانسته شده است.

    قوه حدس در او شدید باشد

     بیشتر انبیاء
  112. حصول معرفت
    از ادراک
  113. ادراک
    صورت مدرک به نحوی از انحا گرفته شود

    مدرک صورت مادی ندارد

    مدرک صورت مادی دارد
  114. وقتی مدرک صورت مادی ندارد
    عقل نظری
  115. وقتی مدرک صورت مادی دارد
    باید از ماده جدا شود

    • تجرید: از راه حس –
    • مرتبه پست تجرید – ناقص

    • تجرید : از راه خیال و متخیله – نسبتا
    • کاملتر

    تجرید کامل: عقل
  116. عقل فعال
    جوهر مفارق

    عامل تمیز خارج از نفس انسانی

    مخلوق خداست

    واهب صور

    مبدا افاضه معقولات به نفس انسانی
  117. چرا فعال؟
    معقولات بالقوه را فعلیت می بخشد
  118. معقولات کجا وجود دارند
    بالفعل در عقل فعال

    بالقوه در نفس ناطقه
  119. معقولات کی اکتیو می شوند؟
    در عقل فعال هستند

    • هرزمان که نفس خود را با تمهید مقدماتی آماده قبول این فیض کند، آن
    • معقولات در نفس که چون آینه است، منعکس خواهد شد
  120. تاثیر عقل فعال روی نفس ناطقه
    • 1-آن را از حالت خمود و قابلیت محض بیرون می
    • آوردو مستعد درک معقولات می کند

    • 2-هر دفعه که نفس ناطقه مستعد اتصال شد، معقولات را به آن افاضه می
    • کند چون خود نفس از نگهداری معقولات عاجز است
  121. چرا نفس نمی تواند معقولات را بدون یاری عقل فعال درک کند؟
    محدودیت تن

    نفس بیشتر درگیر بدنه چون به بدن احتیاج داره
  122. حس مشترک
    معادل همان استعدادی است که امروزه " ادراکات حسی" خوانده می شود.
  123. عقل بالفعل
    • در واقع همن است که در روان شناسی جدید
    • "
    • شعورباطن"
    • خوانده شده است.
  124. حالات و کیفیات منتسب به شوقیه
    • تحت عنوان کلی و عام انفعالات امروز از
    • مباحث مقولاتی از قبیل
    • انگیزش، هیجان، سائق و نیاز می باشد.
  125. نسبت عقل فعال با نفوس انسانی
    • همانند رابطه نور و آفتار است با نیروی
    • بینایی.
  126. نسبت عقل فعال به عقل بالقوه
    چون نسبت خورشید است به چشم.
  127. قبول واحد بودن نفس از طرف ابن سینا و فطریه
    تدرج
    نفس با حدوث بدن مقارن و همزمان است.
  128. اشارات
    آخرین کتاب مهم ابن سینا
  129. شفا
    قدیمیترین و جامعترین کتاب ابن سینا
  130. مراد از چراغدان
    عقل هیولایی است که نسبتش به عقل مستفاد و مثل نسبت چراغدان به نور است
  131. مراد از چراغ
    عقل مستفاد است زیرا نور برای جسم شفاف کمال است و آن را از قوه به فعل می رساند.
  132. عقل مستفاد با عقل هیولایی
    همان نسبت را دارد که چراغ با جای چراغ دارد.فس

What would you like to do?

Home > Flashcards > Print Preview